شهدای شهرستان گتوند ترکالکی و حومه امتداد - 9

کاربر مهمان، خوش آمديد ! ( ورود - عضويت ) سلام به سایت شهدای شهرستان گتوند ترکالکی و حومه امتداد خوش آمدید !

سه شنبه 30 دی 1399


منوی اصلی
منوی اصلی
صفحه اول
آرشيوی مطالب
ایمیل مدیریت
ارتباط با ما


موضوعات
وصیتنامه و زندگینامه شهدا
شهدای ترکالکی [0]
شهدای گتوند [0]
یادمان ها و مناطق عملیاتی [1]
عکس شهدا [0]
عکس رزمندگان [0]
عکس فوتبالیستها [0]
عملیات ها [0]
عکس های قدیمی [0]
فرماندهان شهید [0]
نامه شهدا [0]
تاسوعا و عاشورا و تعزیه [0]
خلبان رنجبر [0]
فوتبال ترکالکی [0]
ابتکارات و دانستنی های جنگ [0]
کلیپ و نماهنگ [0]
رزمایش [0]
یادواره [0]
مناسبت ها [0]
تقویم روزشمار دفاع مقدس [0]
مطالب خواندنی [0]
برگی از خاطرات [0]
یادگاران جنگ [0]
روایتگری [0]

نظرسنجی
نظر شما راجع به سایت شهدای ترکالکی امتداد چیست ؟





لینکدونی

پربازدیدترین مطالب

نویسندگان

[Menu_Title]
[Menu_Code]
حـدیـث قـدسـی ( عـشـق خـدا )
نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی

 



دوستان این حدیث قدسی رو بخونید و ببینید عشق خدا یعنی چی ؟ ببینید خدا با عاشقش چیکار میکنه ؟

از خدا میخوام وجود ما رو از عشق ناب خودش لبریز کنه .

امام صادق (ع) فرمودند : القَلبُ حَرَمُ الله وَ لا تُسکِنوُا حَرَمُ اللهِ غَیرَ الله

دل ، حرم الهی ست ، جز خدا را در آن وارد نسازید .


  قال الله تعالی :

مَن طَلَبَنی ، وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی ، عَرَفَنی

وَ مَن عَرَفَنی ، اَحَبَّنی وَ مَن اَحَبَّنی ، عَشَقنَی

وَ مَن عَشَقتَنی ، عَشَقتَهُ وَ مَن عَشَقتَهُ ، قَتَلتَهُ

وَ مَن قَتَلتَهُ ، فَعَلّی دیَتَهَ وَ مَن دیَتَهُ عَلَیّ دیَتَهُ

فاَنَا دیَتَهُ .


خداوند متعال می فرماید :

کسی که مرا طلب کند ، مرا پیدا می کند

و کسی که مرا پیدا کند ، مرا می شناسد

و کسی که مرا بشناسد ، مرا دوست دارد

و کسی که من را دوست دارد ، عاشقم می شود

و کسی که عاشق من شود ، من عاشق او می شوم

و کسی که من عاشق او شوم ، می کشمش

و کسی که من او را می کشم دیه دارد و دیه او بر من است

من دیه او هستم ...


شـهـیـد محبت به غسل و كفن نیاز ندارد، خداوند او را در حوض كوثر غسل می دهد و با هفتاد جامه حریر او را كفن می كند. هفتاد جامه، هفتاد صفت خوب است كه اول آنها محبت امیرالمومنین است. دیگری صدق است.

آنکس که تو را شناخت، جان را چه کند
فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی، هر دو جهانش بخشی
دیوانه تو، هر دو جهان را چه کند

التماس دعا




پنج شنبه 16 / 09 / 1391 سـاعـت 3:34بعد از ظهر | بـازدیـد : 1382 | نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی | ( نـظـرات )

مناجات با شهدا
نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی

 

 

مـنـاجـات بـا شـهـدا
.................................................. .
شهید علمدار

چقدر سخت است حال عاشقی که نمی‌داند محبوبش نیز هوای او را دارد یا نه .

ای شهیدان، از همان لحظه‌ای که تقدیر ما را از شما جدا کرد یاد شما، خاطره‌های دنیای پاک شما امید حیاتمان گشته .
ما به عشق شما زنده‌ایم و به امید وصل کوی شما زنده‌ایم .
اما شما، شما علی الظاهر دلیلی ندیدید که اوقات پر اجرتان را صرف ما کنید.
چه بگوییم؟
راستی چگونه حرف دلمان را فریاد کنیم که بدانید بر ما چه می‌گذرد ؟
مگر خودتان نمی‌گفتید که ستون‌های شب عملیات ستون گردان نیست، ستون عشق است، ستون دل‌های سوخته ایست که با خمیر مایه‌ی اشک و سوز به هم گره خورده است...







پـیـشـنـهـاد مـیـدم حـتـمـا گـوش کـنـیـد
عـلـی الـخـصـوص اونـایـی کـه جـامـونـدنـد ...




پنج شنبه 16 / 09 / 1391 سـاعـت 3:32بعد از ظهر | بـازدیـد : 802 | نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی | ( نـظـرات )

باید گذشتن از دنیا به آسانی....
نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی

 


 


عـکـس نـوشـت : باید گذشتن از دنیا به آسانی باید مهیا شد از بهر قربانی با چهره خونین سوی حسین(ع) رفتن زیبا بود این سان معراج انسانی .

پـی نـوشـت: حضرت علی (ع) می‌فرمایند: بگذار و بگذر ، ببین و دل مباز ، چشم بینداز و دل مبند ، که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت .

بـی ربـط : به کسانی که پشت سرتان حرف می زنند بی اعتنا باشید، آنها به همان جا تعلق دارند ، دقـیـقـا " پـشـت سـرتـان "





پنج شنبه 16 / 09 / 1391 سـاعـت 3:30بعد از ظهر | بـازدیـد : 2545 | نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی | ( نـظـرات )

کشف پیکر نخستین خلبان شهید دفاع مقدس بعد از 32 سال
نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی

 

پیکر سرلشکر « خلبان شهید محمد صالحی » نخستین خلبان شهید دفاع مقدس بعد از 32 سال انتظار همسر و تنها فرزندش کشف شد و به همراه شهدای تازه تفحص شده به میهن اسلامی باز می‌گردد.








پنج شنبه 16 / 09 / 1391 سـاعـت 3:27بعد از ظهر | بـازدیـد : 629 | نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی | ( نـظـرات )

ادامـه مـطـلـب ...


عـرق شـرمِ ...
نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی

 

 

شـهـیـد مـهـدی زیـن الـدیـن




عـرق شـرمِ دلـم بـود کـه از چـشـمـم ریـخـت

ورنـه بـر کشتــهء  تـو گـریــه روا نـیـسـت مـرا ...



جمعه 05 / 08 / 1391 سـاعـت 7:2بعد از ظهر | بـازدیـد : 627 | نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی | ( نـظـرات )

عـکـس از شـهـدای و سلحشوران شهر تـرکـالـکـی 25
نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی




     

     

     

     

     







جمعه 05 / 08 / 1391 سـاعـت 6:59بعد از ظهر | بـازدیـد : 1071 | نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی | ( نـظـرات )

ادامـه مـطـلـب ...


عـکـس از شـهـدای و سلحشوران شهر تـرکـالـکـی 24
نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی
جمعه 21 / 07 / 1391 سـاعـت 11:0قبل از ظهر | بـازدیـد : 2888 | نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی | ( نـظـرات )

ادامـه مـطـلـب ...


عـکـس از شـهـدای و سلحشوران شهر تـرکـالـکـی 23
نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی
جمعه 21 / 07 / 1391 سـاعـت 1:0قبل از ظهر | بـازدیـد : 1676 | نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی | ( نـظـرات )

ادامـه مـطـلـب ...


ای سر و پا ... دست من بی سروپا رو بگیر ...
نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی



ای سـر و پـا ... دسـت مـن بـی سـروپـا رو بـگـیـر ...

ای شـهـیـد از ایـنـکـه زنـده ام شـرمـنـده ام ...





برچسب ها : ای سر و پا ... دست من بی سروپا رو بگیر ... ,

پنج شنبه 20 / 7 / 1391 سـاعـت 12:08:قبل از ظهر | بـازدیـد : 778 | نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی | ( نـظـرات )

عـکـس از شـهـدای و سلحشوران شهر تـرکـالـکـی 22
نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی



     

     

     

     





برچسب ها : عـکـس از شـهـدای و سلحشوران شهر تـرکـالـکـی 22 ,

چهار شنبه 19 / 07 / 1391 سـاعـت 0:0قبل از ظهر | بـازدیـد : 896 | نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی | ( نـظـرات )

ادامـه مـطـلـب ...


عـکـس از شـهـدای و سلحشوران شهر تـرکـالـکـی 21
نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی



     

     

     

     





برچسب ها : عـکـس از شـهـدای و سلحشوران شهر تـرکـالـکـی 21 ,

16 / 07 / 1391 سـاعـت 4:0قبل از ظهر | بـازدیـد : 1001 | نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی | ( نـظـرات )

ادامـه مـطـلـب ...


عـکـس از شـهـدای و سلحشوران شهر تـرکـالـکـی 20
نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی



     

     

     

     





برچسب ها : عـکـس از شـهـدای و سلحشوران شهر تـرکـالـکـی 20 ,

شنبه 15 / 07 / 1391 سـاعـت 9:0قبل از ظهر | بـازدیـد : 630 | نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی | ( نـظـرات )

ادامـه مـطـلـب ...


عـکـس از شـهـدای و سلحشوران شهر تـرکـالـکـی 19
نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی



     

     

     

     





برچسب ها : عـکـس از شـهـدای و سلحشوران شهر تـرکـالـکـی 19 ,

شنبه 15 / 07 / 1391 سـاعـت 8:0قبل از ظهر | بـازدیـد : 866 | نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی | ( نـظـرات )

ادامـه مـطـلـب ...


عـکـس از شـهـدای و سلحشوران شهر تـرکـالـکـی 18
نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی




     

     

     

     




برچسب ها : عـکـس از شـهـدای و سلحشوران شهر تـرکـالـکـی 18 ,

پنج شنبه 13 / 07 / 1391 سـاعـت 11:0قبل از ظهر | بـازدیـد : 1098 | نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی | ( نـظـرات )

ادامـه مـطـلـب ...


عـکـس از شـهـدای و سلحشوران شهر تـرکـالـکـی 17
نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی



     

     

     

     




برچسب ها : عـکـس از شـهـدای و سلحشوران شهر تـرکـالـکـی 17 ,

چهار شنبه 22 / 06 / 1391 سـاعـت 5:0قبل از ظهر | بـازدیـد : 873 | نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی | ( نـظـرات )

ادامـه مـطـلـب ...


شـش هـزار سـاک بـاقـی مـونـده در تـعـاون جـبـهـه ...
نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی




می دونید تو جبهه تعاون کجا بود..؟

محلی بود که بچه ها ساک شخصی خودشون رو تحویل می دادند و به جاش یه پلاک خوشگل می گرفتند.

و بعد از اینکه می خواستند برن خونشون می رفتند تعاون پلاک رو تحویل می دادند و وسایل شخصیشون رو تحویل می گرفتند.


بچه ها می دونید حدود شش هزار ساک هنوز که هنوزه داخل تعاون مونده و این یعنی اینکه هیچ وقت هیچ
پلاکی برنگشته تا وسایلش رو تحویل بدن

هیچ وقت...

.

یعنی شهید گمنام


زنده کن دل مرده را با صلوات بر شهید گمنام!



برچسب ها : شـش هـزار سـاک بـاقـی مـونـده در تـعـاون جـبـهـه ... ,

پنج شنبه 16 / 6 / 1391 سـاعـت 8:بعد از ظهر | بـازدیـد : 674 | نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی | ( نـظـرات )

شـهـدا زنـده انـد و مـا ...
نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی




کجا؟
-میرم مزار شهدا یه فاتحه بخونم...
اینو گفتم و راه افتادم ...ولی صدای آرومی تو دلم گفت:

«چه دروغ گنده ای گفتی پسر! از کی تا حالا اموات برا زنده هاشون فاتحه می خونن؟!»

وَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ ٱللَّهِ أَمۡوَٲتَۢاۚ بَلۡ أَحۡیَآءٌ عِندَ رَبِّهِمۡ یُرۡزَقُونَ/ 169آل عمران
هرگز کسانی را که در راه خدا کشته شده‏اند مرده مپندار بلکه زنده ‏اند و نزد پرودگارشان روزی میخورند



برچسب ها : شـهـدا زنـده انـد و مـا ... ,

چهار شنبه 15 / 6 / 1391 سـاعـت 5:بعد از ظهر | بـازدیـد : 646 | نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی | ( نـظـرات )

اختراعات و ابتکارات و خلاقیت های سنگرسازان بی سنگر (جهاد سازندگی)
نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی




   

 





دو شنبه 06 / 06 / 1391 سـاعـت 3:2قبل از ظهر | بـازدیـد : 6988 | نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی | ( نـظـرات )

ادامـه مـطـلـب ...


چـهـره ایـن نـوجـوان رو خـوب بـبـیـن
نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی




شـهـیـد شـده  ،



بـرای ایـن کـه بـرای مـن و تـو خـاکـریـز بـزنـه رفـیـق  ...

چـهـره ایـن نـوجـوان رو خـوب بـبـیـن  ،

هـر وقـت خـواسـتـی گـنـاهـی کـنـی  ، یـا کـم کـاری 

بـدون کـه اون دنـیـا بـایـد بـهـش جـواب بـدی  ...




برچسب ها : چـهـره ایـن نـوجـوان رو خـوب بـبـیـن ,

جمعه 27 / 5 / 1391 سـاعـت 6:بعد از ظهر | بـازدیـد : 594 | نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی | ( نـظـرات )

عـکـس از شـهـدای و سلحشوران شهر تـرکـالـکـی 16
نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی



     

     

     

     




برچسب ها : عـکـس از شـهـدای و سلحشوران شهر تـرکـالـکـی 16 ,

جمعه 13 / 05 / 1391 سـاعـت 8:0قبل از ظهر | بـازدیـد : 643 | نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی | ( نـظـرات )

ادامـه مـطـلـب ...


عـکـس از شـهـدای و سلحشوران شهر تـرکـالـکـی 15
نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی



     

     

     

     




برچسب ها : عـکـس از شـهـدای و سلحشوران شهر تـرکـالـکـی 15 ,

08 / 05 / 1391 سـاعـت 1:0قبل از ظهر | بـازدیـد : 623 | نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی | ( نـظـرات )

ادامـه مـطـلـب ...


عـکـس از شـهـدای و سلحشوران شهر تـرکـالـکـی 14
نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی



     

     

     

     




برچسب ها : عـکـس از شـهـدای و سلحشوران شهر تـرکـالـکـی 14 ,

شنبه 07 / 05 / 1391 سـاعـت 11:0قبل از ظهر | بـازدیـد : 700 | نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی | ( نـظـرات )

ادامـه مـطـلـب ...


خـاطـره : ღღ بـگـو عـاشـق نـیـسـتـیـم ღღ
نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی




انگار از آسمان آتش می بارید.به شهید غلامی گقتم: «گروه را مرخص کنیم تا اوایل پاییز که هوا خنک تر می شود، برگردیم»
گفت: «بگو عاشق نیستیم.» گفتم:«علی آقا!هوا خیلی گرم است.نمی شود تکان خورد.»
گفت: «وقتی هواگرم است و تو می سوزی، مادر شهیدی که فرزندش در این بیایان افتاده است،دلش می شکند و می گوید:خدایا بچه ام در این گرما کجا افتاده است؟ همین دل شکستگی به تو کمک می کند تا به شهید برسی.»
نتوانستم حرف دیگری بزنم. گوشی را گذاشتم،برگشتم و گفتم:«بچه ها،اگر از گرما بی جان هم شویم،باید جستجو را ادامه دهیم.» پس از نماز ظهر کار را شروع کردیم.تا ساعت نه صبح هر چه آب داشتیم،تمام شد.بالای ارتفاع 175شرهانی،چشم هایمان از گرما دیگر جایی درا نمی دید.
به التماس نالیدیم: خـدایـا تـورا بـه دل شـکـسـتـه ی مـادران شـهـیـد ...

در کـف شـیـار چـیـزی بـرق زد پـلـاک بـود ...


برچسب ها : خـاطـره : ღღ بـگـو عـاشـق نـیـسـتـیـم ღღ ,

پنج شنبه 5 / 5 / 1391 سـاعـت 8:بعد از ظهر | بـازدیـد : 611 | نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی | ( نـظـرات )

خـاطـرت طـنـز در جـبـهـه : اخـوی عـطـر بـزن ثـواب داره ...
نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی




شـب جـمـعـه بـود

بـچـه هـا جـمـع شـده بـودنـد تـو سـنـگـر بـرای دعـای کـمـیـل

چـراغـارو خـامـوش کـردنـد

مـجـلـس حـال و هـوای خـاصـی گـرفـتـه بـود هـر کـسـی

زیـر لـب زمـزمـه مـی کـرد و اشـک مـیـریـخـت

یـه دفـعـه آومـد  گـفـت اخـوی بـفـرما

عـطـر بـزن  ... ثـواب داره

اخـه الـان وقـتـشـه ؟

بـزن اخـوی ... بـو بـد مـیـدی .. امـام زمـان نـمـیـاد تـو مـجـلـسـمـونـا

بـزن بـه صـورتـت کـلـی هـم ثـواب داره

بـعـد دعـا کـه چـراغـا رو روشـن کـردنـد

صـورت هـمـه سـیـاه بـود

تـو عـطـر جـوهـر ریـخـتـه بـود ...

بـچـه هـا م  یـه جـشـن پـتـوی حـسـابـی بـراش گـرفـتـنـد .

 ========================

در کـوی نـیـکـنـامـان مـا را گـذر نـدادنـد

گـر تـو نـمـی پـسـنـدی تـغـیـیـر ده قـضـا را


برچسب ها : خـاطـرت طـنـز در جـبـهـه : اخـوی عـطـر بـزن ثـواب داره ... ,

سه شنبه 3 / 5 / 1391 سـاعـت 7:بعد از ظهر | بـازدیـد : 693 | نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی | ( نـظـرات )

عـکـس از شـهـدای و سلحشوران شهر تـرکـالـکـی 13
نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی



     

     

     

     




برچسب ها : عـکـس از شـهـدای و سلحشوران شهر تـرکـالـکـی 13 ,

دو شنبه 02 / 05 / 1391 سـاعـت 1:0قبل از ظهر | بـازدیـد : 653 | نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی | ( نـظـرات )

ادامـه مـطـلـب ...


عـکـس از شـهـدای و سلحشوران شهر تـرکـالـکـی 12
نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی



عـکـس از شـهـیـد جـاویـدالـاثـر جـمـشـیـد تـرکـالـکـی

     

     

     




برچسب ها : عـکـس از شـهـدای و سلحشوران شهر تـرکـالـکـی 12 ,

چهار شنبه 28 / 04 / 1391 سـاعـت 1:0بعد از ظهر | بـازدیـد : 661 | نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی | ( نـظـرات )

ادامـه مـطـلـب ...


عـکـس از شـهـدای و سلحشوران شهر تـرکـالـکـی 11
نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی




عـکـس از شـهـیـد خـسـرو مـحـمـدعـلـیـزاده

     

     

     

     




برچسب ها : عـکـس از شـهـدای و سلحشوران شهر تـرکـالـکـی 11 ,

سه شنبه 27 / 04 / 1391 سـاعـت 0:0قبل از ظهر | بـازدیـد : 1330 | نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی | ( نـظـرات )

ادامـه مـطـلـب ...


عـکـس از شـهـدای و سلحشوران شهر تـرکـالـکـی 10
نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی




عـکـس از شـهـیـد حـسـنـعـلـی کـایـدان  و  شـهـیـد غـلـامـرضـا کـرمـزاده

     

     

     




برچسب ها : عـکـس از شـهـدای و سلحشوران شهر تـرکـالـکـی 10 ,

دو شنبه 26 / 04 / 1391 سـاعـت 10:0قبل از ظهر | بـازدیـد : 971 | نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی | ( نـظـرات )

ادامـه مـطـلـب ...


نامگذاری خیابانهای شهر ترکالکی به اسم شهدا ...
نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی



 

 

 

 

 

کـوچـه هـامـان را بـه نـام شـهـدا کـردیـم تـا هـر وقـت نـشـانـی مـنـزلـمـان را مـی دهـیـم بـدانـیـم از گـذرگـاه کـدام شـهـیـد بـا آرامـش بـه خـانـه مـی رسـیـم

شــادی روح شــهــدا صــلــوات


برچسب ها : نامگذاری خیابانهای شهر ترکالکی به اسم شهدا ... ,

شنبه 24 / 04 / 1391 سـاعـت 2:0بعد از ظهر | بـازدیـد : 871 | نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی | ( نـظـرات )

خـاطـره شـیـریـن و طـنـز : بـا عـرض مـعـذرت ( پـرسـپـولـیـس هـورا اسـتـقـلـال سـوراخ )
نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی



اشتباه نکنید من نمیخوام ضد یه تیم و طرفدار یه تیم دیگه باشم این تیتر فقط مربوطه به یه داستان جالبه .

خاطره ای از یکی از رزمندگان:

شهر فاو تازه فتح شده بود و سربازان دشمن گروه گروه تسلیم می شدند.من و دوستم علی ناهیدی از یک هفته قبل از عملیات باهم حرف نمی زدیم. شاید علتش خیلی عجیب و غریب باشد. ما، سر تیم های فوتبال استقلال و پرسپولیس دعوایمان شده بود. من استقلالی بودم و علی پرسپولیسی. یک هفته قبل از عملیات در سنگر طبق معمول داشتپرسپولیس هورا، استقلال سوراخیم با هم کرکری می خواندیم و از تیم های مورد علاقه مان حمایت می کردیم که بحثمان جدی شد. علی زد به پروین و یک نفس گفت:
شیش، شیش، شیش تایی هاش.
منظور او از حرف، یادآوری بازی ای بود که پرسپولیس شش تا گل به استقلال زده بود. من هم کم آوردم و به مربیان پرسپولیس بد و بیراه گفتم. بعد هم قهر کردیم و سر سنگین شدیم .
حالا دلم پیش علی مانده بود. از شب قبل و پس از شروع عملیات دیگر علی را ندیده بودم دلم هزار راه رفته بود. هی فکر می کردم نکند علی شهید یا اسیر شده باشد و نکند بد جوری مجروح شده باشد. ای خدا اگر چیزیش شده باشد من جواب ننه، باباش را چی بدهم. دیگر داشتم رسماً گریه می کردم که یک دفعه دیدم بچه ها می خندند و هیاهو می کنند از سنگر آمدم بیرون و اشک هایم را پاک کردم. یک هو شنیدم عده ای با لهجه فارسی شعار می دهند که: پرسپولیس هورا، استقلال سوراخ!
سرم را چرخاندم به طرف صدا. باورم نمی شد. ده ها اسیر عراقی، پابرهنه و شعار گویان به طرفمان می آمدند. پیشاپیش آنان، علی سوار شانه های یک درجه دار سبیل کلفت عراقی بود و یک پرچم سرخ را تکان می داد و عراقی ها هم با دستور او شعار می دادند:
پرسپولیس هورا، استقلال سوراخ! باور کنید بار اول و آخر در عمرم بود که به این شعار، حسابی از ته دل خندیدم و شاد شدم. دویدم به استقبال. علی با دیدن من، از قلمدوش درجه دار عراقی پرید پایین و بغلم کرد. تند تند صورتش را بوسیدم؛ علی هم صورتم را بوسید و خنده کنان گفت: می بیبنی اکبر، حتی عراقی ها هم طرفدار پرسپولیس هستند. هر دو غش غش خندیدیم. عراقی که نمی دانستند دارند چه شعاری می دهند با ترس و لرز همچنان فریاد می زدند: پرسپولیس هورا، استقلال سوراخ!



برچسب ها : خـاطـره شـیـریـن و طـنـز : بـا عـرض مـعـذرت ( پـرسـپـولـیـس هـورا اسـتـقـلـال سـوراخ ) ,

درباره : [Post_Cat_Title] ,
پنج شنبه 22 / 4 / 1391 سـاعـت 00:25:قبل از ظهر | بـازدیـد : 717 | نـویـسـنـده : محمدرضا قاسمی | ( نـظـرات )

اطلاعات
آمار کاربران

افراد آنلاین : 4

اعضای آنلاین : 0

تعداد اعضا : 44


عضو شوید
ارسال کلمه عبور

آمـار بـازدیـد سـایـت


  • بـازدیـد امـروز : 46 نـفـر

  • بـاردیـد دیـروز : 423 نـفـر

  • بـازدیـد هـفـتـه : 469 نـفـر

  • بـازدیـد مـاه : 8,604 نـفـر

  • بـازدیـد سـال : 8,604 نفر

  • بازدید کلی : 873,653 نفر

  • کـل مـطـالـب سـایـت : 383

  • کـل نـظـرات : 253

  • تـاریـخ : سه شنبه 30 دی 1399

  • آی پی شما : 18.207.108.182

  • مرورگر شما :

  • سیستم عامل :


  • لینک دوستان
    ارسال لینک

    امکانات
    تماس با مدیر

    ساخت کد آهنگ آنلاین | دانلود آهنگ

    لیست صفحات

    آرشیو مطالب

    عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

    لـیـسـت صـفـحـات سـایـت

    تـعـداد صـفـحـات سـایـت : 13
    صفحه اصلي | تالار گفتمان | ثبت نام در انجمن | تماس با ما
    شهدای شهرستان گتوند ترکالکی و حومه امتداد

    Design: Themes.rozblog.com

    تمامی حقوق مطالب، تصاویر و طرح قالب برای شهدای شهرستان گتوند ترکالکی و حومه امتداد محفوظ است، نقل و استفاده از آنها در سایت ها و نشریات تنها با ذکر منبع مجاز میباشد

    Powered By rozblog and Hosted By Rozblog.com